برگی تازه

متن مرتبط با «درخشش ابدی یک ذهن پاک دانلود» در سایت برگی تازه نوشته شده است

یک کمی راحتی!

  • نیلوبلاگ

    صبح رها پیغام می دهد که شاید عصر بخواهد برود سمت کرج. اگر من هم کاری نداشته باشم می آید دنبالم که با هم برویم. پیشنهاد وسوسه برانگیزی است. راحت رفتن خانه یکی از فانتزی های من است. اما با خودم فکر می ک...

    ادامه مطلب
  • درخشش ابدی یک ذهن بی آلایش 2

  • نیلوبلاگ

    این هفته هم به سلامتی تمام شد. هفته کسل کننده ای بود که در کل خوش گذشت. به خصوص چهارشنبه که از بس دورهمی با بچه های شرکت جوک خوندیم و عکس و فیلم دیدیم و خندیدیم که در پایان روز واقعاً همه چیز بی مزه شده بود. البته یکمی هم آن وسط ها به کارهایمان رسیدیم! شنبه هم خوب بود که چون همیشه اوضاع خوبی نداشت بردمش همان نزدیکی ها که با خیال راحت بشینیم و گپی بزنیم و او هم کمی درد و دل کند ببینم چرا باز دچار حس پوچی شده است. به هر حال از موقعی که محل کارمان نزدیک هم هست بیشتر می توانیم هوای هم دیگر را داشته باشیم. البته این هفته با یک چالش جدی تر هم مواجه شدم. عالم و آدم تمام تلاششان را کردند به من بفهمانند که این جا دیگر جای ماندن نیست. تو هم زود بجنب که یک وقت دیر نشود. استرس این که دوباره باید کفش آهن...

    ادامه مطلب
  • خیلی دور، خیلی نزدیک

  • نیلوبلاگ

    یکشنبه یک در هزار پیش می آید زود برسم سر کار. حالا البته نه به این شوری ولی چیزی در همین حدودها. امروز هم از همان روزهای نادر در ماه است که زود رسیده ام سرکار. مشغول کارها و وظایف روزانه ام می شوم و گاهی تحت وب، سری به تلگرامم می زنم که ببینم آن طرف ها چه خبر است. نمی دانم کدام ساعت روز بود که هوس کردم به وبلاگم سری بزنم. انگار گاهی باید همه چیز را چک کنم که بفهمم همه چیز سر جایش هست. انگار اگر حواسم نباشد چیزی در جایی جا به جا می شود و نظم زندگی به هم می خورد! و چه هوس خوبی بود امروز سر زدن به وبلاگم. کامنتت را که دیدم انگار قند در دلم آب کرده بودند. قبلاً هم خوش...

    ادامه مطلب
  • کسر خواب و یک عالم چیز دیگه

  • نیلوبلاگ

    جمعه مثلاً خیر سرم آمده ام سر جلسه امتحان. چیزی که نخوانده بودم اما گفتم به هر حال باز با خودم نگویم کم همتی کردی نرفتی؛ از همین کل کل های همیشگی با خودم. خوشحال رفته ام طبقه پایین موسسه. سلام می کنم و طبق معمول محمدی چشم غره می رود اما اکبرپور لبخند می زند. می گویم یادم رفته کارت ورود به جلسه را پرینت بگیرم. همان طور که کد ملی ام را وارد می کند می گوید: امتحان هفته پیش را هم که نبودی. چند وقتی است عین این ناظم های بد اخلاق حرف می زند. می گویم قبلاً گفته بودم عروسی برادرم هست نمی توانم بیایم.کارت را پرینت می گیرد و می دهد دستم. از پله ها که می روم بالا با خودم ...

    ادامه مطلب
  • یکم هیجان، لطفاً ...!

  • نیلوبلاگ

    پنجشنبه یه چیزی که باعث میشه واقعاً از سبک زندگی خودم لذت ببرم اینه که دنبال هیجان، شادی یا چیزایی مثل این بیرون از خودم، هیچ جا دنبالش نمی گردم. همین که بیرون از خودت دنبال چیزی گشتی، همین که پیداش کردی و ازش لذت بردی، دیگه معتادش می شی. اعتیاد خوب نیست، به خصوص به آدم ها. آدم باید همیشه درون خودش یه عالم چیزهای خوب واسه لذت بردن داشته باشه. یه سری علایق، یه سری مهارت ها، جذابیت ها، هر چند به نظر دیگران کسل کننده بیاد. چیزی که شادت می کنه خوبه. به خصوص که این جور چیزا مزاحمتی برای دیگران هم نداشته باشه. تازه اون ها رو هم سر ذوق بیاره.نشسته ام نقاشی می کنم...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    درخشش ابدی یک ذهن پاک | درخشش ابدی یک ذهن پاک دانلود | درخشش ابدی یک ذهن زیبا |