چقدر روزهای جنگ دلم نوشتن میخواست. دلم حرف زدن و نوشتن در یک چنین جایی را میخواست و تلاش چندباره برای باز کردن صفحه بلاگفا و باز نشدنش حسی از مرگ ناامیدی را در من برانگیخت. به نظرم بیرحمی بود. بیرحمی با آدمهایی که به اندازه کافی درمانده، ناامید و مستأصل هستند و راهی به بیرون ندارند.
اینجا برای من یک گوشه دنج و آرام و دلنشین بود که میخواستم در آن، به دور از آن همه تشویش کمی بیاسایم و با مخاطب نداشتهام از افکارم بگویم؛ کمی سبک شوم. افسوس که بیرحمی جنگ خودش را به اینجا هم رسانده بود. این تمرین طولانی سکوت باعث شد دیگر حتی حالا که میتوانم هم نخواهم چیزی بگویم. چشمه سخن و حرف و تحلیل، همه با هم خشک شد.
آه، نفرین بر شما. نفرین بر ستم شما.
برچسب:
نویسنده: نگار کاظمی