بالاخره این هفته بعد از تماس های مکرر با همکلاسی ها به حد نصاب رسیدیم و کلاس تشکیل شد. فقط دخترها هستیم و قرار بود یکی از پسرها هم بیاید که خبری ازش نشد. البته عضو جدید هم داشتیم. متاسفانه استاد جدید چنگی به دل نمی زند. اطلاعات بازرگانی اش خوب است ولی زبانش در حدی نیست که کلاس ما را ساپورت کند. بچه ها شاکی اند. توی راهرو امین را می بینیم که با یکی از استادها حرف می زند. با مانیا گپ می زنم و آیدا. امین که یم آید بچه ها می روند اصرار که بیا دوباره خودت استاد ما باش. توضیح می دهم که گفته ام نمی شود با استادی قبلی برداشت آن هم وسط ترم. توی دلم ولی خودم می دانستم از توجه کردن های زیاد امین سر کلاس هایش دیگر حوصله ام سر رفته بود و ترجیح یم دادم یک استاد جدید داشته باشم.
برچسب:
نویسنده: نگار کاظمی